نمی دونم چرا نگاهم به مسائل انقدر زنانه و خانوادگی شده؟!
شاید چون این روزها بیش از سالهای گذشته ( بخونید سالهای کودکیم) با
هویت زنانه ام زندگی می کنم و مجال این نیست که توضیح بدم
چقدر این زنانگی رو دوست دارم...!
اینا رو گفتم تا صحبتم در باره یک کاندیدای انتخابات رو به حساب
اینکه می خوام ازش تعریف بکنم نذارید، چون اصولن انقدر نمی شناسمش که صلاحیت این رو داشته باشم درباره اش قضاوت
کنم!
اما لذت بردم وقتی که انگار بعد قرنها در جمهوری اسلامی
دیدم کاندیدای انتخابات کنار همسرش ایستاده و روبه روی
یک جمعیت زیاد ( یا به گفته عده ای طالبانیسم مقابل دیده صدها نامحرم!!!!)
با هم برای حاضران دست تکون میدن!
دیدم که یک کاندیدا متکلم وحده نیست و همسرش هم انگار حق
اظهار نظر و ایده داره ، حرف می زنه و نقد می کنه ..!
من نمی خوام مثل بعضی از دوستانم بد بین باشم و اسم این
کار رو بذارم استفاده تبلیغاتی!
من به این جلوه کردن" زن "امیدوارم!
و حتا به اون دوستانم می گم این نشون می ده که " زن"
چقدر برای یک کاندیدا مهمه که فکر می کنه حضورش رای اون
رو بالا میبره!
شاید خیلی احساساتی و عجولانه به نظر بیاد اگه بگم به
تولد این گفتمان دل بسته ام!
انگار اون کاندیدا حتی از خیلی از روشنفکران آوانگارد پیش افتاده!
یک زن دوشادوش شوهرش ...!
شاید هر کدومشون انسانهای قابل نقدی باشند اما کنار هم
دست کم زوج کاملی می شن!
همونطور که کل هستی با زن و مرد کامل شده !
بی رودر بایستی کیف کردم وقتی عکسای میرحسین رو کنار
زهرا رهنورد دیدم!

پی نوشت: بعضی از دوستان که خیلی هم لطف دارن
بعد از این پست ،میرحسین رو کاندیدای محبوب من
توصیف کردن، اما من فارغ از حمایت یا عدم حمایت، صرفن
از این حرکت میرحسین تمجید کردم و اصلن ایده انتخاباتی
ندادم...!
نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 ساعت 14:15 توسط نگار سایه


