تبليغاتX
شهر سایه

به نام خدای ایران زمین

اگر ایران به جز ویران سرا نیست , من این ویران سرا را دوست دارم

برای کسانی که اسلام رو بهانه بولهوسی ها و تضییع حقوق زن قرار دادن:

 

 

 

 

آيت الله العظمي صانعي: ازدواج مجدد بدون رضايت همسر حرام است

آيت الله العظمي صانعي گفت: ازدواج مجدد مرد بدون رضايت همسر اول به نظر اينجانب حرام و گناه است و از نظر شرعي جرم است و اگر زن اول بعد از عقد زن دوم رضايت ندهد، اين عقد اثر حقوقي ندارد. وي در گفت وگو با راديو«دويچلاند فونک» آلمان افزود؛ «ازدواج دوم مرد بدون رضايت زن اول خلاف زندگي با خوبي و معروف و همچنين خلاف عدالتي است که در قرآن به صورت شرط براي ازدواج دوم آمده است.» اين مرجع تقليد با ابراز تاسف از ارائه برخي لوايح (که به مرد اجازه مي دهد بدون رضايت زن اول، مجدداً ازدواج کند) به مجلس براي تصويب فرمودند: «اميدوارم چنين قانوني در مجلس شوراي اسلامي به تصويب نمايندگان محترم نرسد و من همواره دعا مي کنم چنين امري را که ظلم و خلاف عدالت مي دانم، در حق زنان تبديل به قانون نشود.» صانعي با بيان اينکه من با تعدد زوجات مخالف نيستم بلکه با آزار و اذيت زن مخالفم، فرمودند: «اگرچه مساله تعدد زوجات در برخي زمان ها و در برخي قبايل، متعارف و مرسوم و مورد پذيرش زنان بوده است، اما امروز چون اين مساله موجب آزردگي خاطر زنان است، انجام آن نيازمند اذن زن اول است و در حقيقت زن دوم گرفتن، در اختيار زن اول است و اين عين عدالت است.» آيت الله صانعي با بيان اينکه اين گونه مسائل نيازي به وضع قانون ندارد بلکه بايد بدون قانون و در کانون خانواده با رضايت زن اول حل و فصل شود، افزود؛ «مجلس خداي ناخواسته با تصويب اين قانون مشکل ديگري به مشکلات موجود خصوصاً مشکلات زنان نيفزايد.» وي در پاسخ به اين سوال که به رغم مدعاي برابري حقوق زن و مرد در اسلام چرا پست ها و سمت هاي آسماني مانند پيامبري و امامت به زن ها داده نشده است، فرمودند؛ «تاريخ را نمي توان در مقابل متن قانون قرار داد. قانون با بيان کلي، برابري حقوق را ثابت کرده است و اگر ايرادي هست مربوط به فرهنگ جوامع است نه به قانون.» صانعي افزود؛ «چگونه مي توان در جامعه يي که دختران را زنده به گور مي کردند توقع داشت پيامبر بيايد و زني را به عنوان رهبر يک جامعه منصوب کند؟ جامعه آن روز پذيرش اين مطلب را نداشت، همان طور که امروز هم برخي افراد جامعه با همه آگاهي ها و پيشرفت ها توان پذيرش و تحمل برخي ديدگاه ها را ندارند.»

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 14:59 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


انگار قصه ساخت فیلمهای ضد ایرانی پایانی نداره و بر خلاف دهه های گذشته که بیشتر تاریخ پس از اسلام و بعد از انقلاب مورد هجمه بود این اواخر نوک پیکان به سمت تمام تاریخ کشورمون نشانه رفته!

 

 

 «مردمانی از جنس آتش»

فیلمی که گویا از سوی یک کمپانی فیلم سازی استرالیا ساخته شده و بارها از شبکه‌های ماهواره‌ای پخش شده .

این فیلم  ایران رو به عنوان مبدا پیدایش تروریسم معرفی می کنه و  ایرانیان رو به عنوان مردمانی دوست دار آتش و خونریزی و نابودی می شناسونه .

این فیلم مستند  از فضای شهر تهران شروع می شه و فضایی کاملا قدیمی و عقب افتاده از پایتخت به تصویر می‌کشد، در حالی که مجری فیلم ، توی  تمام دیالوگاش، ایران رو  سرزمین تروریسم و آتش معرفی می‌کنه و از علاقه خودش از  بچگی  برای بازدید از کشوری که مبدا تروریسم بوده ، حرف می زنه.

 این مستند قلعه الموت رو به عنوان اولین پایگاه ترور و حسن صباح رو اولین تروریسم معرفی کنه.
 
 
نکته قابل توجه توی این مستند تلاش فیلم ساز برای آتش پرست جلوه دادن ایرانیانه.

آتشکده ایرانیان فضای  بعدی این مستنده  که ایرانیان رو آتش پرستهای آتش افروز نشون میده .

توی  این مستند «زورخانه‌ها»  روکه از قدیم یاد آور پهلوانی و مردانگی برای  ایرانیان بودن به عنوان پایگاه‌های تربیت نیروهای تروریستی معرفی می‌شن و تاکید می‌شه که از این مراکز و زورخانه‌هاست که تروریست‌های خبره تربیت می‌شن.

از جمله نکات قابل توجه  این مستند اینه که توی  تمام قسمت‌های  فیلم سعی می‌شه، نوعی سیاه نمایی از اخلاقیات و روحیات مردم ایران صورت بگیره .
این مستند در صحنه پایانی به آتشکده زردشتیان یزد می‌ره و با نشون‌دادن شعله‌های آتش آتشکده و افرادی که  دور آتش مشغول دعا هستن، ایران رو به عنوان مبدا تروریست معرفی می کنه  و تاکید می‌کنه تمام ویرانی‌هایی که در جهان امروز حاصل می‌شه و تمام آتش‌ها و خونریزی‌ها از ایران برمی‌خیزه!!!.
 
 
 
 
قصد تکرار گفته های همیشگی رو ندارم و نمی خوام بگم  که ما حقوق بشر و کوروش و انوشه روان و تمدن و...داشتیم و هیچ وقت آتش پرست نبودیم و چنین بودیم و چنان کردیم و اینها را داشتیم ...!
 
چون یک پرسش بزرگ مقابل ذهنم وجود داره که : ما الان کجای تاریخ ایستاده ایم و کدوم فصل از تاریخ این سرزمین و تورق می کنیم؟؟؟؟!!
 
 
در این که عملکرد نادرست برخی از کاربه دستان باعث تخریب چهره ایران در جهان شده بحثی نیست اما ...
 
آیا با یک فرافکنی بیست و چند ساله میشه همه کژی ها رو به گردن جمهوری اسلامی و حاکمیت انداخت؟؟؟!!!!
 
این درست که صدها سال بلاهای زیادی به سرمون اومده که خیلی روی روحیاتمون تاثیر گذاشته!
 
ولی یک نگاهم به درونمون بندازیم!
 
امروز توی سرزمینی که  یکی از بزرگترین شعارهای  پیامبرش " راستی " بوده چی میگذره!؟
 
از صبح تا شب چقدر دروغ دغل و ریا و دزدی و چپاول و تجاوز و ....؟!
چقدر خبر قتل و غارت؟!
 
 
ایرانی های مقیم خارج از کشور که هرکدومشون به تنهایی سفیرای فرهنگی این سرزمینن چقدر فرهنگ غنی ایرانی رو به درستی نشون دادن و چقدر رفتارشون متناسب با اسم بزرگ کشورشون بوده؟!!
 
ویک سوال دیگه اینکه : برای توقف این جنگ روانی چه باید کرد؟!!!
 
و چه کسی پاسخگوی غرور جریحه دار شده ایرانی با ساخت اسکندرها و 300ها و فیلمهایی از این جنسه؟!!!

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 ساعت 12:53 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


                                                                  

 بعد از انقلاب  کلمه اسلامی و مسلمان رو به وفور شنیدیم!

انگار خیلی ها رسالتشون اسلامیزه کردن همه چیزه و همه کس و ...

- البته این رسالت اگر خیر خواهانه باشه و نیت تظاهر و استحمار درش نباشه به عنوان یک مشی سیاسی کنار همه جریانهای دیگه فکری و سیاسی قابل احترامه-

 

اما بعضی از این آقایون فکر می کنن اسلامیزه کردن یعنی چسبوندن پسوند اسلام و مسلمان به هر واژه ای!

جهموری اسلامی، انقلاب  اسلامی، سوسیالیسم اسلامی ،ناسیونالیسم اسلامی، لیبرال دموکرات مسلمان و....

 

و جالب تر اینکه حتا خیلی از این زعما به این فکر نمی کنن که ممکنه با این کار حتا خود اسلامی رو که سنگش رو به سینه می زنن زیر سوال ببرن ، مثلن وقتی می گن جمهوری اسلامی آیا به این فکر نمی کنن که شاید  با اون تعریفی که شما ارائه می کنید جمهوریت عین اسلام باشه و جمهوری واقعی نیازی به پسوند اسلام برای مقبولیت خودش در ذهن عوام نداشته باشه و یا حتا برعکس شاید کنار هم قرار دادن برخی واژه با اسلام پارادوکسیکال باشه !

 

چرا انقدر واژه ها رو دست کاری می کنیم !

خیلی از فعالین سیاسی جرات نشون دادن گرایششون رو بدون این پسوند ندارن انگار که هر چیزی که کلمه اسلام نداشه باشه ضد اسلامیه!

واژه ها بالاخره باید یه جوری یا توی متن خودشون اسلامی باشن یا این پسوند رو یدک بکشن تا از نسبت ضد دین و مرتد و محارب و معاند در امان بمونن!

 

یک نفر اگه  پیدا بشه بگه من سکولارم، دیگه دست دادن باهاشم حرامه ،آخه این نانجیب داره  از این واژه های کثیف استفاده می کنه، اگه بگه من لیبرالم ، سوسیالیستم ، فمینیستم، جمهوریخواهم، چون از اون پسوند استفاده نکرده پس معلومه که مسلمون نیست و با ایادی بیگانه در ارتباطه و دشمن امام  زمانه!

دلم برای خود اسلام و یا هر دین  و جهانبینی  دیگه ای  که دست آویز این همه بازی شده و به نام اون انقدر حقه بازی و شیادی و ...انجام می شه، می سوزه!

 

اگر اونها هم واقعن دلشون برای اسلام سوخته کاش به این فکر کنن که این اسلامیزه کردن خیلی وقتها باعث اسلامزدایی شده،انقدر تقلبها  با  دنباله اسلامی انجام شده که خیلی ها مصائب خودشون رو از چشم اسلام می بینن!

آیا نمی شه این واژه ها رو بدون پسوند استفاده کرد اما تعریفی بومی از اونها ارائه کرد ؟

 

آیا نمی شه این نگاه رو داشت که فرضن یک ناسیونالیست در پی از بین بردن امت اسلامی نیست، لیبرال به دنبال بی بندو باری نیست ، سوسیالیست نظام بی طبقه رو در از بین بردن خانواده تعریف نمی کنه و یا فمینیست مساوی با لزبیانیسم و همو سکشوال نیست!

 

اگر این نوع استفاده از واژگان توی دنیای سیاست نا به جاست  ،دست کم می تونیم به دنبال  تولید واژه های جدیدی  باشیم که همون مفهومی رو که ما می خوایم ارائه بده،

 

نه اینکه برای عاقبت به خیر شدن توی دنیا و آخرت (!!!!) به هر واژه بی ربط و با ربطی کلمه اسلامی اضافه کنیم!

 

نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386 ساعت 11:58 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


امروز  یکی از آشنایان که به نظر میاد برای همسرش احترام هم قائله، وقتی خواست اون رو مخاطب قرار بده
به شوخی از واژه عیال استفاده کرد ، هر چند این بیان تنها برای سر به سر گذاشتن همسرش بود اما مطمئن
بودم که با توجه به شناختی که از اون شخص دارم اگر معنی واقعی این کلمه رو می دونست هیچ وقت همسر و
شریک زندگیشو حتا به شوخی با این اسم صدا نمی کرد!

 ادبیات مردانه ای که ناشی از فرهنگ نادرست چند صد ساله  است چنان تاثیری بر همه ما گذاشته که خیلی وقتا
خود ما زنها هم در گویشمون به جنس زن توهین می کنیم!

فکر کردم شاید خالی از لطف نباشه اگر معانی بعضی از کلماتی رو بیارم که زنها با اون خونده میشن!
 البته ممکنه خیلیشون الان دیگه منسوخ شده
باشه اما درهر  حال روزگاری زنهای همین مرز و بوم  با این القاب خونده می شدن ، هرچند بعضی شونم هنوز مورد استفاده داره:


- ضعیفه: زن سست و ناتوان ، زن ناشناس

-پا شکسته: عاجز و ناتوان ، تو  فرهنگ سنتی کنایه از این داره که زن همیشه پاش به وسیله شوهرش شکسته اس!

مادر بچه ها:زن بی نامه و با داشتن بچه یک هویت مجازی از اونها می گیره!

منزل: خانه،فرود آمده ، پایین آمده، تو فرهنگ عامه یعنی زن خونه!!!

- والده آقای...:باز یاد آور همون بی نامیه زن و یا زشت بودن بردن نام زن ویا همون ناموسه!


- لچک به سر: موجود ضعیف  و قابل ترحم ، کسی لچک به سر  داره

گربه سیاه: ...!

-ناقص العقل : کسی که عقل کاملی نداره

-آفت: زحمت ، بلا ، ضرر ، عیب،

- صبیه: مادینه کودک، کنیز کوچک

- مونث: مخارج و زحمت

-عیال: سربار ، محتاج،کسی که نفقه بر اون واجبه،نان خور، جیره خوار

- و ....

چند تا کلمه دیگه به نظرم باز گو کردنشون هم توهین  به مقام زنه!!!

 

جالبه که ما  زنها هم حتا وقتی می خوایم به هم قول بدیم از کلمه قول مردونه استفاده می کنیم ،
و به این نکته توجه نداریم که کی گفته قول مردونه یعنی قول محکم و خدشه ناپذیر!

خیلی از ما" زن صفتی" رو بسیار ناپسند می دونیم

پدر خود من هنوز وقتی می خواد درباره مادرم صحبت کنه  جمله اش رو اینطوری شروع می کنه : بی ادبیه ،
خانم من...و بعد در باره مادرم توضیح میده و اصلنم براش قابل هضم نیست که بهش بگیم چرا بی ادبیه؟!!!
این که خوبه 

هنوز خیلی از لمپنهای کوچه و بازار از این جمله که اگر چنان نکنم از زن کمترم ( !!!) استفاده می کنن!


نمی دونم چند هزار سال از آفرینش دو انسان نخستین  ( حوا و آدم) می گذره،و با وجودیکه دست کم توی


اسلام گفته می شه زن و مرد با هم آفریده شدن و حتا یافته های ژنتیکی این احتمال رو که زن پیش از مرد
آفریده شده باشه تقویت می کنه اما توی ذهن ما کلمه آدم که اسم مرد نخستینه معنی عام  انسان می ده اما کلمه
حوا در حد نام زنِ اولین باقی مونده!

حتا اصطلاحاتی که پدر و مادر ها در باره ازدواج  فرزنداشون به کار می برن شنیدنیه!

مادرها وقتی دخترشون ازدواج می کنه می گن: دخترمونو شوهر دادیم !

اما وقتی پسرشون ازدواج کنه  می گن: پسرمون زن گرفت!

و جالب اینجاست که توی جدایی زن و شوهر این ادبیات بر عکس می شه و می گن: فلان خانم طلاق گرفت و فلان آقا طلاق داد!!!


تاملی روی اشعار و نوشته های شعرا و ادیبای ما هم خالی از لطف نیست اما  فکر می کنم نوشتن بیشتر
در این باره شاید از حوصله یک پست خارج باشه، شاید بعدها در این باره بازم نوشتم...


این مطلب رو با یه سووال تموم می کنم

چرا ؟

چرا  انقدر حرف زدن ، تاریخ ، ادبیات و فرهنگ ما  مرد سالاره؟!!

نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 ساعت 17:22 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


ديروز جلسه دوم دادگاه روزنامه مشاركت برگزار شد

خيليها اومده بودند...

آقا رضا خاتمي، علي مزروعي، كريم ارغنده، تاج زاده، فاطمه راكعي، شهاب طباطبايي، رضا شریفی ، تابش ، بورقانی ،سعيد شريعتي و حتا جلال محمد لو و عطا تهرانچي...

و محمد علي ابطحي هم كه مطمئن بودم دنبال سو‍‍ژه براي وب سايتشه و مرتب از مهندس مزروعي درباره اعضاي هيات منصفه سوال مي كرد.

 

دادگاه با يك ساعت و نيم تاخير برگزار شد_ كه البته در مقايسه با تاخير 7ساله  زمان قابل مقايسه اي نبود-

 

دفاعيات آقا رضا كه بيشتر شبيه يك سخنراني سياسي تنظيم شده بود غم انگيز و در عين حال گيرا بود.

بيشترين نكته اي كه   از  حرفهاش تو ذهنم مونده تاكيدش بر اجراي وصاياي بنيانگذار انقلاب توي روزنامه بود و جمله اي كه گفت: خدا نياره اون روز رو كه ما به جرم  تاكيد بر وصاياي امام متهم بشيم!!!

 

 

اما اونچيزي كه باعث شد من اين پست رو بعد از مدتها  تاخير توي به روز شدن شهرسايه  به اين دادگاه اختصاص بدم  موضوع شكايت  نمايندگان هيات آل ياسين - يا همون دخمه شهر ري - از روزنامه مشاركت بود كه با گذشت 7 سال همچنان مصرانه بر شكايت خود باقي اند ، يا به قول خودشون تازه زخمشون كهنه شده !!

عضو هيات امناي اين هيات  توي جايگاه قرار گرفت و  با همون ادبيات خاص هياتي ها شروع به اعلام شكايات كرد كه چرا اين روزنامه نوشته سعيد عسگر توي  هيات آل ياسين رفت و آمد ميكرده و چرا نوشتند كه اونجا پايگاه فكري اون تروريستها بوده و حرفهايي توي جلسات دخمه  زده ميشده كه عوامل ترور رو  تهييج مي كرده و چرا گفتيد ترور تشكيلاتي بوده!!!!

 

نكته جالب ماجرا اين بود كه  آقاي هياتي قصه شهر ري كه كاملن ترور رو تقبيح مي كردند و اصلن

دشمني با سعيد حجاريان نداشتند (!!!!!)و  به جد معتقد بودند انديشه مرتد بودن حجاريان توي دخمه نهادينه نشده ،حتا از بردن نام حجاريان كراهت داشت و به جاي نام حجاريان از لفظ

« آقاي كذا»استفاده مي كرد كه  با تذكر قاضي مجبور به استفاده از كلمه مكروه حجاريان شد!!!

 

و دست آخر آرزو كرد كه اين دادگاه باعث عاقب به خيري اجباري آقا رضا- كه به نظر ايشون با اون سابقه خانوادگي خيلي جاي تاسفه كه به اين روز افتاده  !!!- بشه و با لغو امتياز مشاركت بساط اين تفكر جمع شه!

 

فكر مي كنم هيچ تحليلي لازم نباشه !

نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386 ساعت 12:7 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


 

 

واژه های زیبایی وسیاست در نگاه اول بسیار بی ربط به نظرمیرسند.

شاید اگر از شما سوال کنند ویژگیهای یک زن سیاستمدارموفق چیست؟

فاکتورهای هوش ،تجربه، زیرکی ، قدرت بیان و انتقال بالا،شجاعت و

جسارت جزء اولین پاسخهای شما باشه!

اما نمیدونم چقدر درباره تاثیر زیبایی و آراستگی در موفقیت و

محبوبیت سیاستمداران ، به ویژه زنان سیاستمدار فکر کردید؟!

بیشتر زنان برجسته دنیا در عرصه سیاست حتا اگر چهره های

قابل توجهی نداشته باشند سعی می کنند با پوشیدن لباسها و

جواهرات گرانقیمت و آرایشهای گیرا، مقبولیت خود رو افزایش

بدن .

آمارها نشون میده زنان قدرتمند سیاسی عمدتن جزء شیکپوشترینها

هم محسوب میشن!

حتا زنانی که قبل از رسیدن به قدرت معتقد بودند:«کسی که حرفی

برای گفتن دارد نیازی به آرایش ندارد» بعد از فتح بالاترین قله های

سیاست بهترین مشاوران لباس و آرایش رو به خود اختصاص دادند.

آنکلا مرکل صدر اعظم آلمان از جمله این زنهاست!

هوش ، ذکاوت و تجربه کنار جذابیت زنانه احتمال پیروزی یک

زن رو در دنیایی که روزگاری تصور می شد کاملن مردانه است

افزایش میده!

نمونه بارز و قابل لمس این موضوع توی همین ایران خودمون و

توی همین 24 آذر اتفاق افتاد!

یک دختر 25ساله شیرازی که دانشجوی رشته معماریه و سابقه

خاصی هم در عرصه های سیاسی و اجتماعی نداره ، رتبه اول

انتخابات شورای شهر رو توی شهر بزرگی مثل شیراز کسب کرد!

من هم مثل بسیاری از دوستانم از شنیدن این خبر متعجب شدم.

جالب تر اینکه این خانم در جریان انتخابات به علت پوسترهایی

که به زعم برخی فاقد حجاب کامل اسلامی بوده، مورد اعتراض

بسیج قرار گرفته !

توجه به این نکته که رایهای اینچنینی در طبقه آرا در چه

دسته بندی ای قرار می گیره و اصولن اینگونه رای دادن چه

تبعاتی می تونه داشته باشه ، مبحث جداییست که موضوع

صحبت این گفتار نیست.

اما این اتفاق در کشوری که به ویژه در این یکی دو سال اخیر

این تصور در بین دولتمردان آن به وجود آمده که با ژنده پوشی

وهپلی بودن و گدا نمایی می توان در بین مردم محبوبیت کسب

کرد، جای تامل داره!

رای مردم شیراز ثابت کرد که برخی از مردم ،نه تنها از

این سیاستهای تکراری که از این قیافه های تکراری و

یک شکل خسته شدند!

حتا وقتی به ناخودآگاه خودم مراجعه می کنم ملاحت زنانی

مثل خانم فرشید افشار و زهرا اشراقی و ... برام شیرینتر از

زنان دانشمندیه که مرتب چادرشون از سرشون می افته و وقتی

دارم سخرانیشون رو گوش می دم بی اختیار حواسم به مقنعه

نامرتب و ابروهای آشفتشون میره!

هرچند مسلمن این زنها هم در نوع خود به خاطر تواناییهاشون

قابل تحسین هستند و شایستگی برخی از اونها بسیار بیشتر از

اونه که با نازیبایی ظاهری ،زیر سوال بره!

اما زیبایی و آراستگی ظاهری موضوعیه که تاثیر اون در

موفقیتهای سیاسی زنان انکار ناپذیره!

شاید در همین زمینه مطالعه اخباری که چندی قبل توی یکی از

مجلات منتشر شد خالی از لطف نباشه!

آنجلا مركل

   

 


    (آنجلا مركل) صدراعظم آلمان روز هفدهم جولاي پنجاه و دوساله شد. اين اولين جشن تولد مركل پس از نشستن بر مسند حساس كشوري او بود.همسرسوم مركل (يوآخيم سوئر) پروفسور مكانيك كوآنتوم است. شوهر خانم مركل به وضوح از مطرح بودن و جلوي چشم ديگران قرار گرفتن بيزار است. ماه نوامبر گذشته او حتي در مراسمي كه طي آن همسرش به عنوان صدراعظم جديد قسم ياد مي‌كرد نيز حضور نيافت. آنجلا مركل و شوهرش در سال 1998 پيوند زناشويي بستند. آنجلا در سال 1988 از همسر اولش (اولريخ مركل) جدا شد و هيچ فرزندي ندارد. خانم صدراعظم هميشه يك شعار براي خود داشته است. او مي‌گويد: (كساني كه حرفي براي گفتن داشته باشند، به آرايش احتياجي ندارند.) آنجلا در گذشته دقيقا از اين شعار تبعيت مي‌‌كرد. او هيچ‌گاه آرايش نمي‌‌كرد، لباس‌هاي آزاد و راحت مي‌‌پوشيد و موهايش اكثرا حتي در بعضي از عكس‌ها بدون آرايش و ساده بود.
    ولي از سال گذشته، زماني كه او در انتخابات پيروز گشت و گوي سبقت را از همتايان مذكر خود ربود،‌ظاهرا همه چيز تغيير كرد. آنجلا مركل ديگر براي خود مشاوراني ويژه مدل لباس و متخصصاني مخصوص آرايش صورت دارد. كارمنداني كه ظاهر او را به طور كامل تغيير داده‌اند. مركل از باغباني خيلي خوشش مي‌‌آيد و در باغچه خود گل‌هايي همچون گل مينا، هميشه بهار و كلم‌قمري پرورش مي‌‌دهد. او عاشق آشپزي نيز هست. خانم مركل سوپ سيب‌زميني، شنيسل مرغ، ماهي كبابي و شيريني پاي سيب را خيلي خوب درست مي‌‌كند.
    
    
    
    
    
     وايرا وايك فريبرگا

 

 


     او رييسجمهور‌لتوني است و شصت و هشت سال سن دارد. همسر او (ايمانتاس فريبرگا) پروفسور انفورماتيك در دانشگاه كبك كانادا است. آنها يك دختر و يك پسر به نام‌هاي (ايندرا) و (كارليس) دارند كه در لندن زندگي مي‌‌كنند. (وايك فريبرگا) و شوهرش حالا ديگر به فكر نوه‌دار شدن هستند. رييس‌جمهور لتوني يكي از شيك‌پوش‌ترين زنان دنياست. يك طراح مد به نام (الكساندر بايبرال) و يك دوزنده به نام (تامارا كريلوا) مسئول مدل‌هاي لباس (وايك فريبرگا) هستند. گفته مي‌‌شود كه وايك فريبرگا هميشه در طول مراحل طراحي و دوخت يك لباس تازه، اوقاتش را در كنار طراح و دوزنده خود سپري ميكند. او دوست دارد پارچه‌هاي لباس‌هايش را خودش انتخاب كند و درباره زينت‌آلات خود با طراح آن تبادل‌نظر نمايد. فريبرگا نيز همچون خانم مركل عاشق باغباني است. او قادر است ساعت‌ها درباره گل‌هايش حرف بزند. او يك سگ به نام (فوميس) و دو گربه به نام‌هاي (اوتسيلا) و (بلا) دارد كه آنها را از ته‌دل تحسين ميكند. چندي پيش سگ كوچولوي شيطان او از گل‌هاي آپارتماني خورد و نزديك بود بميرد ولي رييس جمهور به دادش رسيد و او را با جوشانده بلوط درمان كرد. از آن پس او تصميم گرفت حيوانات خانگي و گياهانش را در كنار هم نگه ندارد و گل‌ها را به مكان‌ جداگانه‌اي انتقال داد.
    
    
    
    
    
    
    ميشله باشلت

 


    (ميشله باشلت) رييس جمهور كشور شيلي و مادر سه فرزند است، دو دختر و يك پسر. قبل از سال 2004 در كشور شيلي طلاق قانوني نبود ولي با وجود قانون ضدطلاق ميشله دو بار ازدواج كرده است و اين روز‌ها او باز هم به دنبال مرد روياهايش مي‌‌گردد. اين زن چهل و شش ساله مطمئن است كه روزي چنين مردي را پيدا خواهد كرد. زماني كه كانديداي رياست جمهوري كشورش بود و قبل از اين كه در اين انتخابات در ژانويه 2006 پيروز شود، گفت: (من يك مادر مجرد هستم.) به نظر مي‌‌رسد كه مردم شيلي او را درك مي‌‌كنند. هم ‌زبان رك و بي‌‌پرده او در سخنراني‌ها و هم نحوه زندگي خصوصي وي را... حتي وقتي مردم فهميدند رييس جمهورشان هفته‌اي دو روز كار خود را براي گذراندن با فرزندانش تعطيل مي‌‌كند، تعجب نكردند. او به دقت مراقب وزن خود است. هر چند كه اين كار خيلي سخت به نظر مي‌‌‌رسد زيرا يكي از سرگرمي‌هاي مطبوع خانم باشلت (خوردن) است. او ميل وافري به شيريني، لوبيا و غذاهاي دريايي دارد.
    
    
    
    
    
    والنتينا ماتوينكو 

 


    ماتوينكو فرماندار سنت‌پترزبورگ است. او و همسرش (ولاديمير ماتوينكو) اولين بار در زمان تحقيق در انستيتوي شيمي و داروسازي با يكديگر ملاقات كردند و اين ملاقات به يك ازدواج طولاني مدت منجر شد. تنها فرزند آنها پسري به نام (سرگئي) است. پسر خانم ماتوينكو مدتي پيش با خواننده پاپي به نام (زارا) ازدواج كرد ولي زندگي مشترك آنها مدت كوتاهي به طول انجاميد. والنتيناي پنجاه و هفت ساله خود مراقب نوع لباس پوشيدنش است. او توجه خاصي به كفش‌هاي خود دارد و اغلب آنها را از نوع ايتاليايي برمي‌گزيند. منابعي از دستگاه دولتي او خبر مي‌‌دهند كه خانم ماتوينكو عطرهاي خود را از توليدات (اليزابت تايلور) و زينت‌آلات خود را از مارك (گاردين) انتخاب مي‌‌كند. او بازي تنيس و شنا را نيز دوست دارد.
    
    
    
    
    
    
    كاندوليزا رايس

 


    (كاندوليزا رايس) وزير امور خارجه ايالات متحده آمريكا پنجاه و يك سال سن دارد. او تا به حال ازدواج نكرده و فرزندي نيز ندارد. گذراندن تعطيلات آخر هفته در كنار خانواده جورج دبليو بوش رييس جمهور كشورش براي او ديگر حكم قانون را پيدا كرده است. بعضي‌ها او را (مرد دامن‌پوش) مي‌‌نامند. ولي برعكس، دكتر رايس ظاهري كاملا زنانه دارد. او لباس‌هاي گرانقيمتي كه دوخت (آرماني) و (اسكار دولارنت) هستند را مي‌پوشد . او كلكسيوني از كفش نيز دارد كه اغلب آنها ظريف و نوك تيز هستند. او اسكي روي يخ را خيلي دوست دارد. وقتي يك دختر بچه كوچك بود به مدت شش سال تمرين (پاتيناژ) مي‌‌كرد. او از نواختن پيانو نيز لذت مي‌‌برد. كاندوليزا هنوز هم برنامه‌هايش را جوري ترتيب مي‌‌دهد كه لااقل هفته‌اي سه‌بار پيانو بزند.
    
    
    
    
    
    
    
    يوليا تيموشنكو

 

 


    او نخست‌وزير اوكراين بود. (يوليا تيموشنكو) چهل و پنج سال سن دارد. او بيست و هفت سال پيش با همسرش (الكساندر تيموشنكو) ازدواج كرد. تنها دخترشان (اوجينا) اكتبر گذشته با (شون كار) موزيسين انگليسي ازدواج كرد. يوليا دوست دارد لباس‌هاي نفيس و گرانقيمت به تن كند. او لباس‌هاي مارك ‌(لوييس و تيون) را ترجيح مي‌‌دهد و عطر محبوب او (سيلور رين) است. (يوليا) از گوش دادن به موسيقي راك لذت مي‌‌برد، به ويژه اگر آهنگساز آن داماد خودش باشد. آرايشگر او هر روز صبح براي بافتن و آرايش موهاي بلند يوليا به سبك (كروز نست( )آشيانه كلاغ) چهل دلار دستمزد مي‌‌گيرد. او در هفته چندين ساعت را در سالن ژيمناستيك شخصي خود سپري مي‌‌كند. تيموشنكو از آشپزي لذت مي‌‌برد. آبگوشت سبزي معروف اوكرايني غذاي مورد علاقه اوست. او (بليني) كه يك غذاي خوش طعم روسي است را خيلي خوب مي‌‌پزد. تيموشنكو براي تمدد اعصاب و آرامش يافتن روحيه‌اش خياطي مي‌‌كند.
    
    

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 ساعت 16:44 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


چقدر غافل و خوش از اون خیابون می گذشتم، یه ساختمان نسبتن قدیمی که سر درش نوشته بود:
مرکز دیالیز ایران!
خیلی طبیعیه که وقتی از روبروی چنین ساختمانی رد میشی یاد کسانی بیافتی که الان با بیماری
  کلیه دست به گریبانند و مجبورند مرتب دیالیز بشن.
 اما من  اون لحظه حواسم جای دیگه بود،نگاهم پر شده بود از کاغذهایی که دور تا دور در ساختمان چسبونده شده بود:                    
فروش کلیه
گروه خون
     A+
سن 21سال
شماره تماس ...0914


دور تا دور اون در قدیمی پلاک 17خیابان شهید حسینی پر بود از کاغذهایی شبیه  هم که عمده
شماره ها هم برای شهرستان بودند و به زور سن فروشنده ها به 30 می رسید
توی شهر ما این کلیه ها چندن؟
 زندگی چقدر باید گرون باشه که  یه جوون بخواد تن  و سلامتیشو برای خریدن اون بفروشه...
یعنی این کلیه ها فروش نرفته بودن...؟
شاید کسی به کلیه احتیاج نداره!!!
 
یا شایدم...! 

 

نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385 ساعت 20:44 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


بسیاری از ما انتظار داریم اگر حرکتی برای احقاق حقوق زنان می شود

حتمن(حتما) از جانب زنان اصلاح طلب ،اپوزیسیون و...باشد؛چون

 عادت کردیم زنان به اصطلاح "آن طرفی "همیشه حرفهای عجیب و

غریبی مثل صحبتهای عشرت شایق ویا فاطمه آلیا درباره حقوق زنان

داشته باشند!

از همین رو اگر خانمی با چادر و روی گرفته رایزنی برای حضور

زنان در مجلس خبرگان-اتفاقی که به جز در خبرگان اول سابقه نداشته

است-را آغاز  کند ،آن را مضحک توصیف  می کنیم!

چرا اقدام مریم بهروزی(فارغ از هرگونه نقدی که ممکن است

 بر وی داشته باشم) مورد بی مهری قرار می گیرد؟!

دبیرکل جامعه زینب ممکن است از نظر اعتقادی با  امثال من

فاصله داشته باشد،اما این که در راستای اعتقادات سیاسی  و مذهبی خودش

 حرکتی را برای حضور زنان همفکرش در مجلس خیرگان

 آغاز کرده استُ نباید مورد انتقاد باشد.

اینکه وی  در ملاقات با آیت الله مصباح یزدی راجع به حضور زنان مجتهد

در خبرگان صحبت کند، چرا جای تعجب می باشد؟نکند انتظار داشتیم

مریم بهروزی در دیدار با پرویز ورجاوند(!!!)در این باره بحث کند؟

چه خوب که زنانی همسوی با تفکر غالب بر حاکمیت سنگرهای حضور

 سیاسی زنان را فتح کنند!

البته باید گفت: وقتی حتا(حتی)حضور مردانی که نماینده واقعی مردم باشند

محل اشکال است،شاید ورود زنان به مجلس خبرگان دردی از جامعه دوا

 نکند و این پروسه که چرا آیت الله مصباح یزدی از این اتفاق استقبال می کند

می تواند شبیه همان قصه قدیمی استفاده ابزاری از زنان و توجیه وسیله

برای هدف باشد!

اما این اتفاق-اگر درمقابل آن سنگ اندازی نشود-نشاندهنده پذیرفتن حقی

  می باشد که بارها به استناد آیه شریفه "الرجال قوامون علی النساء"

 از زنان ضایع شده است!

ونشان می دهد مردانی" از نوع دیگر"پذیرفته اند زن به درجه ای

 از بلوغ رسیده است  که می تواند درباره صلاحیت رهبری و انتخاب وی

ابراز رای کند!

حتا اگر این حضور فرمایشی باشد،اتفاقی میمون است که امید وارم محقق

شود!

نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385 ساعت 10:51 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


تصویر اول انوشه را در حالی که بر یک  بازوی خود پرچم ایران را با حاشیه الله اکبر زده است نشان می دهد

 

 

 

 

در این تصویر جای خالی پرچم ایران پیداست

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 ساعت 11:48 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


امروز فضای آرام همیشگی بر دادگاه مطبوعات قالب نبود

خبرنگارها خیلی بیشتر بودند و حتا نوباوه بعد از مدتها با اون چهره ترحم برانگیزش تو جایگاه هیات منصفه

حاضر شدتا شاهد بررسی پرونده جنجالی روزنامه ایران باشه!

چهره معصوم مانا نیستانی توی ذهنم نقش بسته بود...

نمی دونم اون کاریکاتور مستحق این همه مجازات بود یا نه!

حتا(حتی)اگر مانا توی این زمینه مقصر باشه آیا زندانی شدنش انصاف بود؟

آیا باید 7000نفر به خاطر تعطیلی این موسسه دچار بحران اقتصادی می شدند؟

مانا طنزهای دیگه ای هم با گویش های دیگه داره ،مثلن(مثلا)یک گوسفند که داره به زبان فارسی

صحبت می کنه... اما هیچ کدام باعث تظاهرات فارسها و لرهاو...نشد

البته سیاستهای نادرستی که مسئله قومیت ها رو بزرگ تر می کنه و هر روز احساس بیگانه

بودن اونهارو افزایش می ده مجال یک بحث دیگه است؛

اگر همه مردم یک سرزمین همدیگر رو برادر بدونن یک طنز ،توهین تلقی نمی شه،(به ویژه

که مانا خودش آذری زبانه و نمی شه گفت می خواسته به آذری ها توهین کنه)

اما مسلم نیات پلید پان ترکها در به وجود آمدن اغتشاشات آذربایجان به وضوح قابل لمسه!

شاید بهتر باشه در این زمینه کسانی که آذری زبانهای عزیز ،فرزندان غیور سرزمین ستارخان

رو شانتاژ می کنند،شناسایی بشن و برنامه های تفرقه انگیزشون رو خنثا (خنثی)کرد...

نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1385 ساعت 18:19 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


http://my.opera.com/SerbianFighter/homes/albums/50843/thumbs/izrail_v.jpg_thumb.jpg

نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385 ساعت 14:47 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


حتا اگر به نظر بیاد این مطلب رو به خاطر احساسات آنتی عربی نوشتم اما باز هم فکر می کنم که این مساله جای طرح داره!

چند سالیه که صحبت از ساخت جزایر مصنوعی امارات متحده عربی زیاد  به گوش می رسه؛۳۰۰جزیره که برای ساخت اونها اعتباری بالغ بر ۲۰۰میلیارد دلار در نظر گرفته شده!

این جزایر به شکل نقشه جهان خواهد بود و همینطور ۳ جزیره که تشکیلات دولتی "نخیل" متصدی ساخت اونه و شبیه درخت نخل طراحی شده.

این جزایر با این توجیه ساخته میشن که با غیر قانونی بودن فروش زمین به غیر اماراتی ها در این کشور، می شه ساختمانها و هتلهای گران قیمت رو به خارجی های ثروتمند فروخت!(با شعارتبلیغاتی مکانی دنج برای دور شدن از تمام دنیا)

با این موضوع که چقدر ثروتمندان ایرانی از این پروژه استقبال کردن و چه سرمایه ای راهی این کشور شده کاری ندارم!چون دنیای اقتصاد امروز ،بازار رقابت و تبلیغاته و اگر ما در کشور خودمون  شرایط امنیت سرمایه و... نداشته باشیم طبیعیه که صدای سکه های ایرانی را از جیب اعراب بشنویم !اما بعد از ادعاهای موهون اعراب و ساختن نام تخیلی خلیج عربی !!!برای آبهای  همیشه پارسی و بعد از ادعاهای بزرگ امارات درباره جزایر سه گانه ایرانی نمیشه نسبت به این جزیره سازی ها مشکوک نبود!

جزایری که مالکیت اونها برای هیچ کشوری محدودیت قانونی نداره(حتا امریکا ، اسراییل ،کشورهای عربی، ترکها ...)و میشه با گسترش این جزیره بازیها به جزایر سه گانه ایرانی نزدیک شد و حتا شاید در آینده این جزایر رو به محاصره جزایر مصنوعی در آورد !

وقتی امارات متحده درباره احتمال آلودگی نیروگاه بوشهر ابراز نگرانی می کنه(که البته ممکنه بهانه درستی هم باشه!)چرا ما نگران این جزیره سازی ها نباشیم و در مورد اونها کار کارشناسی نکنیم؟

چنانچه فردریک لاونی ، سرپرست دفتر پشتیبانی از حیات وحش درباره این جزایر گفته:"اتفاقی که افتاده شرم آور است ،زیرا آنجا یک مکان طبیعی و بسیار عالی بود؛ تنها ساحل شناخته شده مرجانی در دبی طی این عملیات از بین رفته است،آشیانه های ساحلی لاک پشتها ویران شده اند،جریانهای طبیعی آب تغییر مسیر داده اند و گل و  لای حاصل از کار ،آبهای شفاف و شیشه ای را به لجنزار تبدیل کرده اند!

در ضمن واشنگتن پست  اعلام کرده که امریکا  برای دستیابی به اهداف امنیتیش در منطقه به دنبال تصرف این جزیره هاست(این  موضوع تازه  نیست!)

هرچند آنقدر که به اعراب  در برخورد با ایران میشه بدبین بود جای نگرانی از دیگر کشورها کمتر وجود داره اما این جزیره سازی  و فروش ملک ،من رو به یاد شهرک سازی اسراییل میندازه!

...!

نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385 ساعت 11:38 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


صفحه نخست | پست الکترونیک | بلاگفا | قالب های پارسی

Designed by Mehran Rostami . Copyright © 2006-07 ParsiTheme.blogfa.com