رای دادم!
بعد از مدتها ، که انگار قرنی بود و نمی خواستم به کسانی رای بدم که ایده آلم نیستند، این بار راضی شدم که انگشتم را جوهری کنم !
رای دادم چون در این چهار سال بارها و بارها دوستان اصلاح طلبم گفتن که اونهایی که رای ندادن احمدی نژاد رو به ما تحمیل کردند، رای دادم چون دوستان دلسوزم گفتند که اگر مشارکت حداکثری باشه ، امکان تقلب نیست!
خودم هم به این باور رسیده بودم، اومدم و برای تغییر شرایط موجود رای دادم!
رای دادم به اون مرد معمار ...
رای دادم تا دستان مرد نقاش رنگ سبز بپاشه به این دروغ و تزویرها ...
وقتی شنیدم که قراره فردا اسم احمدی نژاد به عنوان برنده دور اول اعلام بشه ، آه از نهادم براومد و یاد اون مرد معتاد افتادم که توی پس کوچه های جنوب تهران بهم گفت : "ای بابا خانم چرا خودتو خسته می کنی ، احمدی نژاد انتخاب شده است " و من با ژست تحلیل گر سیاسی گفتم : اگه ما بخواهیم و تو صحنه بیاییم این اتفاق نمی افته!
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ساعت 15:34 توسط نگار سایه


