تبليغاتX
شهر سایه

به نام خدای ایران زمین

اگر ایران به جز ویران سرا نیست , من این ویران سرا را دوست دارم

رای دادم!

بعد از مدتها ، که انگار قرنی بود و نمی خواستم به کسانی رای بدم که ایده آلم نیستند، این بار راضی شدم که انگشتم را جوهری کنم !

رای دادم چون در این چهار سال بارها و بارها دوستان اصلاح طلبم گفتن که اونهایی که رای ندادن  احمدی نژاد رو به ما تحمیل کردند، رای دادم چون دوستان دلسوزم گفتند که اگر مشارکت حداکثری باشه ، امکان تقلب نیست!

خودم هم به این باور رسیده بودم، اومدم و برای تغییر شرایط موجود رای دادم!

رای دادم به  اون مرد معمار  ...

رای دادم تا دستان مرد نقاش رنگ سبز بپاشه به این دروغ و تزویرها ...

وقتی شنیدم که قراره فردا اسم احمدی نژاد به عنوان برنده دور اول اعلام بشه ، آه از نهادم براومد و یاد اون مرد معتاد افتادم که توی پس کوچه های جنوب تهران بهم گفت : "ای بابا خانم چرا خودتو خسته می کنی ، احمدی نژاد انتخاب شده است " و من با ژست تحلیل گر سیاسی گفتم : اگه ما بخواهیم  و تو صحنه بیاییم این اتفاق نمی افته!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ساعت 15:34 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


آفرین  بر کسانی که  دختر جوانی را قربانی خودخواهی و خودکامگی خود کردند!

این آفرین هم  شایسته وکیل دلارا است که از منظر سیاسی شاید

زیاد هم بدش نمی آمد که دلارا اعدام شود تا اندوه دل عده ای ،

 تبلیغی  شود برای  پیشبرد  خواسته های حقوق بشری اش!

 و هم به خانواده ای که هر چند مدعی تحصیلکرده بودنند

 اما از انسانهای اولیه نیز وحشیانه تر با دلارا رفتار کردند!

مبارک باد بر برشما لذت انتقام و خشنود باشید که دیگر دلارا

 نیست تا زبان درازی کند!

آسوده شب  سر بر بالین بگذارید که به آرامش رسیدید از قصاص دختری۲۳  ساله در برابر پیرزنی که اگر بود اکنون 71 سال داشت و شاید بارها به مرگ طبیعی مرده بود!

روح مادرتان شاد که خونش تباه نشد!

و روان شما نیز  که از این پس آسوده سر بر بالین خواهید گذاشت!

شما که خود خواسته بودید از ماجرای دلارا سودجویی نشود،

 با مرگ دلارا دهن کجی کنید به همه اصحاب رسانه  و آنان که

خاطرتان را مکدر کردند!

خون مرحمی عالی است  بر نمکْ زخمها!

چه صحنه باشکوهی بود برایتان، گردنی نازک،  طناب پیچیده....

چه رقصی داشت  بر  دیدگان پر نفرتتان ،آن صبحگاه ، هیکل نحیف و لاغرش بر دار !

مرگ مادر سخت است ، تلخ و جانگداز ،

و هزارا بار تسلا نیز بر آن اندک...

من از بیگناهی دلارا نمی گویم و فرشته اش نیز نخواهم خواند!

 

اما شما که تحصیلکرده بودنتان را به رخ می کشید ،هنوز

در کتابهایتان نخوانده اید که  زیر 18 سال را کودک میدانند!؟

 

چرا به جوانی اش نبخشیدید و چرا اینگونه  ناغافل...؟

 

بر دستگاه قضایی که دختری را  تنها به مسلخ می برد  

چه باید گفت ؟

دختری چشم انتظار پدر در قربانگاه ایستاده...

در صبح آدینه واپسین...

خواندم که نوشته بودید می خواهید دلارا تادیب شود...

شاد باش بر شما که این دختر چنان ادب شد که دیگر تا قیامت

سر از خاک سرد بر نخواهد داشت!

ضجه هایش و آن آخرین التماسها شاید بسیاری را آرام کند!

آری دلارا دیگر زبان درازی نمی کند!

 

پی نوشت: نامه شاکیان دلارا دارابی

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 14:31 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


نمی دونم چرا  نگاهم به مسائل انقدر زنانه و خانوادگی  شده؟!

شاید چون این روزها بیش از سالهای گذشته ( بخونید سالهای  کودکیم) با

هویت زنانه ام زندگی می کنم  و  مجال این نیست که توضیح بدم

چقدر این زنانگی رو  دوست دارم...!

اینا رو گفتم تا  صحبتم در باره یک کاندیدای انتخابات رو به حساب

  اینکه می خوام ازش تعریف بکنم نذارید، چون اصولن انقدر نمی شناسمش که صلاحیت این رو داشته باشم درباره اش قضاوت

کنم!

اما لذت بردم وقتی که انگار بعد قرنها  در جمهوری اسلامی

 دیدم کاندیدای انتخابات کنار همسرش ایستاده و روبه روی

یک جمعیت زیاد ( یا به گفته عده ای طالبانیسم مقابل دیده صدها نامحرم!!!!)

 با هم برای حاضران دست تکون میدن!

دیدم که یک کاندیدا متکلم وحده نیست و همسرش هم انگار حق

 اظهار نظر و ایده داره ، حرف می زنه و  نقد می کنه  ..!

من نمی خوام مثل بعضی از دوستانم بد بین باشم و  اسم این

کار رو بذارم استفاده تبلیغاتی!

من به این جلوه کردن" زن "امیدوارم!

 

و حتا به اون دوستانم می گم این نشون می ده که " زن"  

چقدر برای یک کاندیدا مهمه که فکر می کنه حضورش رای اون

 رو بالا میبره!

شاید خیلی احساساتی و عجولانه  به نظر بیاد اگه بگم  به

تولد این گفتمان دل بسته ام!

انگار اون کاندیدا حتی از خیلی از روشنفکران آوانگارد پیش افتاده!

یک زن دوشادوش شوهرش ...!

 

شاید هر کدومشون انسانهای قابل نقدی باشند اما کنار هم

دست کم زوج کاملی می شن!

همونطور که کل هستی با زن و مرد کامل شده !

بی رودر بایستی  کیف کردم وقتی عکسای میرحسین رو کنار

 زهرا رهنورد دیدم!

 

                        

 

پی نوشت: بعضی از دوستان که خیلی هم لطف دارن

بعد از این پست ،میرحسین رو کاندیدای محبوب من

توصیف کردن، اما من فارغ از حمایت یا عدم حمایت، صرفن

از این حرکت میرحسین تمجید کردم و اصلن ایده انتخاباتی

ندادم...! 

نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 ساعت 14:15 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


یک پدر با اندام متناسب و رنگی  تیره

یک همسر خوش لباس که می گه عاشق شوهرشه

 بوسه های پر محبت ...

و دو تا دختر دوست داشتنی

اصلن دلم نمی خواد از زاویه سیاسی به ساکنین جدید کاخ سفید نگاه کنم، با یه  دید کاملن ( کاملا)  خانوادگی  به تماشای این چهار نفر  نشستم...

 

 

مادر دائم در حال خنده است و دست و پاشو گم کرده ، سعی می کنه رفتارش هم وزن وزنش باشه! حالا اون خانم کاخه و  صاحب خونه  ( ملت آمریکا ) دست کم یه قرار داد ۴ ساله امضا کرده!

خیلی خوب خبر داره که  خیلی از زنها با حسرت و تحسین نگاهش می کنن و حتا برای  هم تیپ شدن باهاش ، مدل لباسهایی رو که انتخاب می کنه، می پوشن!

دو دختر که نگاههای شیطونشون می گه که  نمی دونن واقعن چه اتفاقی افتاده و پدر  گفته بازهم باید خودشون اتاقشون رو مرتب کنند، شاید از همه حرفهای اطراف  بیشتر از همه این رو درک می کنن که  دوستها و هم مدرسه ای های سابقشون ،می گن خوش به حالتون ... و ممکنه  فکر  کنن به خاطر خونه  جدیده!

 

صدای پدر گرم و با صلابت و مهربونه!

دخترها نمی فهمن که پدر  وعده کرده : مرد امید و تغییر باشه ، برای همه جهانی که اونها نمی شناسنش!

اما به اونها قول داده  سگ قشنگی  پیدا کنه!

همه چیز توی این روزگار سیاه، سیاهه!

 اما این دفعه جنس سیاهی فرق می کنه!

خانواده خوشبختی به نظر می رسند

 اولین سیاههای این  کاخ سفید...!

 

 

کاش ۴ سال و  یا ۸ سال دیگه که باید رحل اقامت ببندند

اون زمان که دخترها  قطعن به قدری بزرگ شدند که دنیا رو بزرگتر ببینند  توی تاریخ  دنیا نوشته باشند :

باراک حسین اوباما

سیاهی که آمد و سپید بود!

کاش...

 

پی نوشت: این ها رو از روی ساده لوحی ننوشتم و از آمریکا هم انتظار ارمغان آزادی برای جهان و کشورم ندارم،  تنها و تنها ترسیمی بود از  یک خانواده  با آینده ای پیش رو...

 

 

 

نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387 ساعت 14:31 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


  بعد از چند روز ماه عسل خونگی  از شنبه دوباره  به کار چسبیدم!

 

  اما کاش خونه نشینی و بیخبریم  حالا حالا ها ادامه پیدا می کرد!

  نمی دونم من دچار یاس فلسفی شدم یا واقعن خبرا   نا امید کننده ان!

 

  اون از انتخابات که انگار هرچی پیش میریم  با تغییر و تحولهای جدید، جابه جایی ها، اعلام حمایتها      و عقب نشینی ها ، به سرنوشت مباداش نزدیک تر میشه، خبرهای دستگیری و اعدام و محرومیت از  تحصیل و توقیف و  عملیات انتحاری و غزه و همه و همه  حس تازه عروسیم رو به حرص تبدیل می کنه...

  کاش دست کم خوابم ببره و بعد از اعلام نتایج انتخابات بیدار شم، البته اگه وقتی بیدار شدم به

   سر نوشت آقای اعتماد ملی دچار نشم !

  بعضی وقتها بی خبری خیلی لطف بزرگیه ، چند روزه هی یاد اون مثل معروف میوفتم که:

 

       

 

  " بدبخت آنکه گرفتار عقل شد               خوشبخت آنکه کره خر آمد الاق رفت " 

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387 ساعت 12:12 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 ساعت 13:12 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]












يكي از موارد نقض حقوق بشر كه به كرات مورد اعتراض فعالين جنبش زنان در ايران قرار گرفته، موضوع نابرارابري زن و مرد در قصاص و ديه است!
طبق ماده 209 قانون مجازات اسلامي :
" هرگاه مرد مسلماني عمدن زن مسلماني را بكشد محكوم به قصاص است،
ليكن بايد ،ولي قبل از قصاص قاتل نصف ديه مرد را به او بپردازد!!!"
ماده 258 نيز بر نابرابري زن و مرد در قصاص تاكيد دارد.
قانون مجازات اسلامي آشكارا ارزش مادي نيمي از پيكره فعال و پوياي جامعه را - علاوه بر ارزش شهادت در احكام قسامه و...كه در بحثهاي ديگر به آن خواهم پرداخت -نصف مردان مي شمارد.
قانونگذار به تبعيت از فتواي مشهور فقهاي اماميه و با استناد به روايات امامان شيعه - به وي‍‍‍ژه امام صادق- با اين توجيه كه جنس مذكر ركن اقتصادي خانه محسوب مي شود ، رد فاضل ديه را براي جبران زياني كه خانواده ( قاتل!) متحمل مي شود ، فرض دانسته است.
اين قانون بارها موجب شكنجه رواني خانواده داغدار، در ناتواني از قصاص قاتل جگرگوشه خود ، به دليل فقر مالي شده است.

ضمن اينكه شوربختانه بايد ياد آور شوم اين قانون از فقه شيعه استنباط شده و فقهاي اهل سنت به قصاص بدون شرط در قتل مرد و زن -با استناد به آيات قرآن كه مشهورترين آنها آيه 45 مائده است - تاكيد دارند.

آيا توجيه ركن اقتصادي بودن مرد در روزگاري كه زنان نيز مبناي اقتصادي خانواده را تشكيل مي دهند، منطقيست ؟

آيا رواست بشنويم زن تحصيلكرده و فاخر امروزي به دست مردي معتاد و لاابالي به قتل رسيده و اكنون خانواده زن براي جبران خسارت مرد معتاد بايد چندين ميليون تومان را به خانواده قاتل بپردازند تا معتاد قصاص شود يا اينكه خود به نصف ديه راضي شوند و...؟!
پس كار‌ايي شعار پويايي فقه كه بارها شنيده ايم چه مي شود؟
اگر دست كم فقه سنت، قصاص زن و مرد را در قتل برابر مي داند اما در مورد نصف بودن ديه زن و مرد -كه ماده 300و 301 قانون مجازات اسلامي بر آن دلالت دارد - علماي شيعه و سني متفق القولند و اين مساله جزء اجماع فريقين مي باشد!!!

با اين حسن اجماع علماي شيعه و سني دختر از زمان جنيني و در رحم مادر به جرم زن بودن از ارزشي نيم ارزش پسران برخوردار است!
پرسش اينجاست كه آيا اينگونه قيمت گذاشتن بر آدميان با عدالتي كه بسياري از اديان داعيه دار آن هستند، منافات ندارد؟
از خود قرآن كه آقايان سنگ آن را بر سينه مي زنند مگر آيه الذي خلقناكم من نفس الواحده استخراج نمي شود؟
آيا مي توان جنسيت را معياري براي ارزشگذاري انسانها قرار داد و كسي را كه ركن زايش و بقا ، مظهر عشق و مهر در طبيعت است نيم بهاي ديگري خواند؟!
پ ن1: به تازگي قوه قضاييه در گامي پسنديده كه جاي خرسندي دارد ديه زن و مرد را دست كم در تصادفات رانندگي برابر دانسته است، اميد كه چنانچه اين مهم اجرايي شود - و آقايان علما اجازه بدهند-

، در گامهاي بعدي در همه زمينها نيز تساوي زن و مرد به قانون تبديل شود.
پ ن 2 : همچنان كه بارها نوشته ام قصد تاييد حكم اعدام را ندارم و مقصودم برابري در اجراي قانون بوده است!

نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387 ساعت 14:40 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


نمیشناسمش هنوز و هیچگاه

مردی  با صدای از نفس افتاده

و گاه با صلابتی کهن چون سرزمینش

 

 

 

مدتها بود که سه شنبه شب ها یک هفته در میان به خانه فرمانیه نمی رفتم و خرداد بود که دانستم دیگر صاحب خانه نیست و دیگر  نیست روزی که پیرمرد  سه شنبه شبها را  ببینم  ...

 

نمی دانم آن کتابها که میگفت باید تمام  شوند ، شد؟!

 

نمی دانم آن ناگفته ها را که گفت باید گفت، گفت؟!

 

 

پیر ورجاوند ایران ،

 

 

 

چه خوشبخت مردیست  که سالیست در آغوش مام میهن آرمیده!

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 14:58 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


برای کسانی که اسلام رو بهانه بولهوسی ها و تضییع حقوق زن قرار دادن:

 

 

 

 

آيت الله العظمي صانعي: ازدواج مجدد بدون رضايت همسر حرام است

آيت الله العظمي صانعي گفت: ازدواج مجدد مرد بدون رضايت همسر اول به نظر اينجانب حرام و گناه است و از نظر شرعي جرم است و اگر زن اول بعد از عقد زن دوم رضايت ندهد، اين عقد اثر حقوقي ندارد. وي در گفت وگو با راديو«دويچلاند فونک» آلمان افزود؛ «ازدواج دوم مرد بدون رضايت زن اول خلاف زندگي با خوبي و معروف و همچنين خلاف عدالتي است که در قرآن به صورت شرط براي ازدواج دوم آمده است.» اين مرجع تقليد با ابراز تاسف از ارائه برخي لوايح (که به مرد اجازه مي دهد بدون رضايت زن اول، مجدداً ازدواج کند) به مجلس براي تصويب فرمودند: «اميدوارم چنين قانوني در مجلس شوراي اسلامي به تصويب نمايندگان محترم نرسد و من همواره دعا مي کنم چنين امري را که ظلم و خلاف عدالت مي دانم، در حق زنان تبديل به قانون نشود.» صانعي با بيان اينکه من با تعدد زوجات مخالف نيستم بلکه با آزار و اذيت زن مخالفم، فرمودند: «اگرچه مساله تعدد زوجات در برخي زمان ها و در برخي قبايل، متعارف و مرسوم و مورد پذيرش زنان بوده است، اما امروز چون اين مساله موجب آزردگي خاطر زنان است، انجام آن نيازمند اذن زن اول است و در حقيقت زن دوم گرفتن، در اختيار زن اول است و اين عين عدالت است.» آيت الله صانعي با بيان اينکه اين گونه مسائل نيازي به وضع قانون ندارد بلکه بايد بدون قانون و در کانون خانواده با رضايت زن اول حل و فصل شود، افزود؛ «مجلس خداي ناخواسته با تصويب اين قانون مشکل ديگري به مشکلات موجود خصوصاً مشکلات زنان نيفزايد.» وي در پاسخ به اين سوال که به رغم مدعاي برابري حقوق زن و مرد در اسلام چرا پست ها و سمت هاي آسماني مانند پيامبري و امامت به زن ها داده نشده است، فرمودند؛ «تاريخ را نمي توان در مقابل متن قانون قرار داد. قانون با بيان کلي، برابري حقوق را ثابت کرده است و اگر ايرادي هست مربوط به فرهنگ جوامع است نه به قانون.» صانعي افزود؛ «چگونه مي توان در جامعه يي که دختران را زنده به گور مي کردند توقع داشت پيامبر بيايد و زني را به عنوان رهبر يک جامعه منصوب کند؟ جامعه آن روز پذيرش اين مطلب را نداشت، همان طور که امروز هم برخي افراد جامعه با همه آگاهي ها و پيشرفت ها توان پذيرش و تحمل برخي ديدگاه ها را ندارند.»

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 14:59 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


ماده 220 قانون مجازات اسلامی:

هرگاه پدر یا جد پدری فرزندش را بکشد قصاص نمی شودو تنها به پرداخت دیه و تعزیر محکوم خواهد شد.

 

 

 

 

از ابتدای سال 86، شش مورد فرزند کشی توسط پدران در نقاط مختلف کشور گزارش شده است .

و این آمار بیانگر رو به گسترش بودن این جرم در جامعه می باشد.

فرزندان کم سال به دلایل متعدد ناموجهی به دست پدرشان به خشونت آمیزترین

اشکال به قتل رسیدند و قانونگذار با استناد به این ماده قانونی قاتلان رو تنها به

پرداخت دیه و تعزیر محکوم می کند ...که البته پرداخت دیه هم منوط به وجود

شاکی می باشد.

یعنی از آنجایی که قتل طفل نابالغ توسط فرد بالغ قصاص دارد ( ماده 223

قانون مجازات اسلامی)

، چنانچه مردی کودک 3 ساله غریبه را به قتل برساند محکوم به قصاص

می شود ، اما اگر طفل 3 ساله خود را با وحشیانه ترین روشها به قتل برساند

محکوم به قصاص نیست...

مگر نه اینکه قتل کودکی توسط پدرش ، مراتب خشونت آمیزتر و رقت بار تر

از قتل وی به دست فردی غریبه است؟!

تاسف آورتر اینکه چنانچه پدری بر اثر بد رفتاری ، اعتیاد و... در صورت

جدایی پدر و مادر ، حضانت فرزند خود را به موجب رای دادگاه از دست

بدهد ، همچنان حق ولایت بر وی خواهد داشت .

یعنی پدری که حتا صلاحیت نگهداری از فرزندش را ندارد در قتل وی

از قصاص مبراست!

 

 

 

نکته دیگر اینکه : آیت الله صانعی که به ارائه فتواهایی در حمایت از

زنان در میان مراجع کنونی شیعه، شهره هستند ، همسو با

برخی علمای اهل سنت ، در راستای فتاوای حمایتی از حقوق زنان

، مادر را نیز از قصاص در صورت قتل فرزند معاف دانسته اند!

 

با تمام احترام به این مرجع بزرگوار...

کاش کمی هم این عالم روشن بین در پی احقاق حقوق کودکان بینوا در

فقه اسلامی بودند ... که در صورت قانونی شدن چنین فتاوایی قربانی

احقاق حق مادرانشان نیز خواهند بود!

شناختن والدین ، چه پدر ، چه مادر و چه پدر بزرگ و... به عنوان مالک جان

فرزند بی عدالتی آشکاریست!

 

قصد تایید اعدام را ندارم و امیدوارم روزی اجرای این حکم به طور کامل

کشور متوقف شود .

اما صحبت از برابری  اجرای قانون در قتل یک انسان است.

صحبت از قتل کودکی بی گناه در کانون امن (!!) خانواده، جایی

که تنها پناهگاهش محسوب می شود،...!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 ساعت 16:44 توسط نگار سایه


[ ) ] [  ] [ 5 ]


صفحه نخست | پست الکترونیک | بلاگفا | قالب های پارسی

Designed by Mehran Rostami . Copyright © 2006-07 ParsiTheme.blogfa.com